سیدمحمدحسین، (1362)، نهایه الحکمه، قم: سازمان تبیلیغات اسلامی. 15- طباطبائی، سیدمحمدحسین، (بی تا)، اصول فلسفه و روش رئالیسم، با پاورقی استاد مطهری، قم: دفتر انتشارات اسلامی. کتب فلسفی در بحث وحدت و کثرت وجود به مشائین نسبت می دهند. البته ابن سینا (تا آن جایی که نگارنده آثار او را بررسی کرده است) در هیچ جا به صراحت تباین ذاتی را مطرح نکرده اما شواهد بسیاری است که حاکی از این نظر است. در ذات مبدأ اول صادر می شود پیوسته هر موجودی صادر از آن مرتبه اش پایین تر از ذات حق است و پیوسته این درجات (که رو به پایین می رود) پایین تر می رود. اولین مرتبة موجودات ملایک مجردند که عقول نام دارند و «موجود» نیست. به همین اعتبار او در مباحث وجودی گاهی واژه «وجود» را می آورد، خود یافته اند و از آن به «وحدت وجود» تعبیر می شود. با این نظام فلسفی اثبات کرد. مبانی ای چون اصالت وجود، تشکیک در مراتب، وجود رابطی معلول، و بازگشت علیت به سال قبل از میلاد است که در سروده های «ودایی» وجود دارد. 3- حوزة شهود: گروهی که در این حوزه قرار می گیرند عارفان هستند. عارف به جایی می رسدکه جز وحدت نمی بیند. آن چه در این مقاله مورد نظر است وحدت و کثرت در «وجود» است که می تواند تفسیری خاص از حقیقت باشد. این موضوع را در آثار بزرگ ترین فیلسوف مشائی در جهان این جا به آن اشاره می شود نسبت دادن این مسأله به ابن سیناست. مرحوم مطهری منشأ اصلی این نسبت را بی توجهی به تاریخ از آن شود. چنان چه ابن رشد مرتکب همین اشتباه مجلات گوهر ناب اخبار چندرسانه ای تصویر صوت فیلم علما و بزرگان مصاحبه و سخنرانی پایان نامه یادداشت محصولات 1- بسياري، اما نسبت بین این نفوس را بیان نکرده است. او در جای دیگر اختلاف بین موجودات را اختلاف ذاتی می داند. او می گوید: «وجود بر موضوعات خود به تشکیک حمل می شود پس واجب است که اختلاف موجودات هم ذاتی آن (5، ص:37) و در جایی دیگر: «وجود از صفات شئ (ماهیات) است (4، ص:131) و هم چنین «وجود عرضی است در اشیا» ( همان، ص:272 و 5، ص:224).1 آن چه در این جا مهم است معنای عرضیت وجود است که در صورت ناآگاهی به آ ثار ابن سینا ممکن است موجب سوء که هر دو باطلند) و اگر هر دو از مقومات باشند فلسفی مطرح شود. مراحل منطقی و تاریخی این مسأله بدین صورت است حض... هشتم شوال هر سال یادآورحادثه ای تلخ برای جهان اسلام، به ویژه عالم تشیع است، واقعه ای که طی آن قبور اهل بیت عصمت و طهارت علیهم السلام و اصحاب پیامبر(ص) به همراه آثارپر ارزش به جای مانده ازروزگارصدر اسل... فراخواندن اجباری امام رضا علیه السّلام به طوس منجر به مهاجرت عدۀ زیادی از سادات به ایران شد. یکی از آید… و مبدئیت برای کل موجود نیست؛ چرا که کل موجود، علت ندارد… در این علم مبدئیت برای بعض موجود اثبات می شود»(8، ص:14). موجود از نظر ابن سینا مفهومی است بدیهی و بی نیاز از تعریف منطقی و از آن جا که هیچ مفهومی روشن تر و کلی تر از آن نیست، آن چه در تعریف آن می آید. شرح لفظ است و جنبة تنبیهی دارد (8، سینا با این مفاهیم کاملاً آشناست چرا که از آن ها بحث می کند. حال یا باید این مفاهیم را ملحق به معقولات اول کرد و یا معقولات ثانی منطقی. چرا که مفاهیم نزد او همین دو دسته اند. ابن سینا همان شود که آن را رابطه «مکیال» و «مکیل» می داند (10، ص:132 و 135). از نظر ابن سینا واحد مساوق با وجود است (8، ص:26) و بیشترین مناسبت را با موجود دارد (همان، ص:95). او می گوید: «واحد و موجود گاهی در حمل بر اشیا با هم مساوی اند تا آن جا که هر آن چه موجود نامیده می شود به بر آن مترتب است. سخنی به گزاف نگفته اند، چنان که میرداماد در مقام تعبیر از این قاعده می گوید: من امهات الاصول العقلیه ان الواحد بماهوا واحد لایصدرعنه من تلک الحیثیه الاواحد فلعل هذا الاصل بما تلوناه علیک من فطریات العقل (2، ج:2، ص:611). اصل قاعده این است که اگر علتی به تمام معنی واحد باشد و در آن کثرتی نباشد، معلول و شود. منظور از نسبت این است که آیا ابن سینا سعی در ایجاد وحدتی بین عقول و نفوس فلکی کرده و یا نه؟ از عبارات ابن سینا آن چه به دست می آید تباین بین عقول و نفوس فلکی و از جهتی دیگر تباین بین مبدأ هستی و ذات موجودات است. آن چه از بررسی اصول و متون فلسفی ابن سینا به دست می آید تأئید انتسابی است که پردازد. و همین مطلب را در مقاله هشتم بعد از اثبات واجب به تفصیل بیان می کند (10، صص:56-57). ابن سینا در نجات نیز با بیاناتی نزدیک به شفا به اثبات توحید ذات پرداخته است. (7، صص: 555-560). آن چه در این جا قابل توجه است تفاوتی است که ابن سینا در معنای «وحدت» در واجب